احمد بن محمد ميبدى
152
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
103 - وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ . آيه . در آيههاى سابق ، اول اعتصام به خدا و راه راست يافتن را فرمود ، در آخر اعتصام همگى به حبل خدا گفت و در ميان اين دو اعتصام ، تقوى را امر داد . راز اين آيات آن است كه بنده كه قصد اعتصام به خدا دارد يگانه راه آن تقوى است و حقيقت تقوى تحصيل طاعت است و آن جز به كتاب و رسول نيست اين است كه فرمود : دست به حبل اللّه زنيد تا به تقوى رسيد و از تقوى به اعتصام او رسيد و از اعتصام به توكّل و از توكّل به استسلام رسيد ! و بنده چون به استسلام رسيد و سر تسليم پيش آورد از واسطه بىنياز و به حق و اصل و فائز گشته كه فرمود : وقتى من بندهاى را دوست بدارم ، گوشى كه با آن مىشنود من هستم و چشمى كه با آن مىبيند من هستم . . . گفتهاند : اعتصام سه قسم است : ( 1 ) دست بتوحيد زدن كه تمسّك به عروهء وثقى است ، ديگر دست به قرآن زدن كه تمسّك به حبل اللّه است ، سوم دست به حق زدن كه تمسّك به خود خداوند است . . . . جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا . آيه . ترغيب مسلمانان به مؤالفت و اجتماع كه نظام ايمان و استقامت كار جهان به آن وابسته است و الفت و اتحاد مسلمانان ، ادب دين و زينت شريعت و نظام اسلام و مايهء خير و اصل طاعت و موجب ثواب است . 104 - وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ . آيه . چنين امّتى كه داعيان خير و نيكى هستند به اقامت حق قائمند و از حول و قوت خويش آزاد ، از دائرهء اعمال و احوال بيرون ، خدا را دانند و خدا را خوانند و از خلق و ملامت آنان نينديشند ، هر چيز چنان كه هست بينند ، ديگران از صنع به صانع نگرند و اينان از صانع در صنع نگرند ، سوختهء وصلتند و كشتهء محبت ، خونشان هدر و مالشان تلف ، امّا دلشان در قبضهء حمايت او و جانشان در كنف صيانت او است . 105 - وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا . آيه . تفرّق ضد اجتماع است و اختلاف ضد اصلاح ، تفرّق پراكندگى اصحاب طريقت است و اختلاف پراكندگى ارباب شريعت ، تفرق آنست كه مراد خدا با مراد بنده جداست و اجتماع آنست كه مراد حق و مراد بنده يكى است ، تفرق آنست كه نظارهء خلق كند و اسباب بيند ، لاجرم هرگز از رنج و دشمنى مردم برنياسايد ولى اجتماع آنست كه نظارهء حق كند و داند كه حق يكتا و كار همه از يك جا و حكم تنها از اين در است . اما اختلاف ارباب شريعت دو نوع است : يكى در اصول دين و ديگرى در فروع دين ، اختلاف در اصول دين عظيم است و خطرناك ، كه ناچار يكى بر حق است و ديگرى بر باطل ! و اختلاف در فروع دين چنان است كه قومى به يك مقصد از راههاى مختلف روند ولى چون مقصد يكى است همگى در يك جاى بهم رسند و مجتمع شوند و اين اختلاف عين رحمت است كه فرمود : اختلاف امّتى رحمة . [ آيات 116 - 110 ] ( تفسير لفظى ) 110 - كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ . بهترين گروهى كه از ميان مردمان بيرون آورده شدهاند شمائيد كه به نيكوئى امر مىكنيد و از ناپسند سرباز مىزنيد و به خداى يگانه مىگرويد . وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتابِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ . اگر خوانندگان كتاب پيشين ايمان آورند ايشان را بهبودى بود ، و از ايشان گروهى مؤمنان و بيشتر آنها از طاعت بيرون هستند . 111 - لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذىً وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ . بشما زيان